

ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم
مامور برای خدمت زهرائیم
روزی که تمام خلق حیران هستند
ما منتظر شفاعت زهرائیم
شیــــعیان عید آمده ، آغاز شد سالی دِگر
میــدهم از هفت سینِ سفره ی زهرا خبر
سین اوّل ، سینِ سُفره ، سُفره ای ازجنس غم
در کنارش مادری بنشسته چون با قدِّ خَم
سین دوم ، در میانِ کوچه ها ، سیلی شده
رنگِ رُخـــــــسارِگُلِ مولا علی نیلی شده
سین سوم ، ساقه ای بشکسته با دستِ تَبر
باغبان تنهای تنــــها ، غنچه هایش ، دیده تَر
سین چارم ، سوخته از کینه باب جبـــــــرئیل
پس چرا گلشن نشد این بار، آتش بر خلیل ؟
سین پنجم ، سینه ای مجروح وپُر دَرد و حزین
سین شش ، پشتِ درو دیوار شد سِقطِ جنین
سین هفتم ، گشته ، فرقِ بینِ مسمار و خَدَنگ
سینه ، سرنیزه ، سه شعبه ، ساربان ، سر، سیب و سنگ
تاريخ : دوشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۲ | 18:9 | نویسنده : حسن یار |
.: Weblog Themes By Pichak :.
